13 ماهگی + دندان پنجم




سلاااااااااام 
29 آذر بود که 3تایی باهم قرار بود بعد از کار بابا بریم شیراز هم واسه امتحانای من هم واسه گرفتن تولد پسر عزیزم بعد از کلی عقب افتادن به خاطر ماه صفر
.نزدیکای 4صبح بود که رسیدیم ولی آقاجون و مادرجون واسه دیدن پسری بیدار بودن و وقتی رسیدیم اول مادرجون اومد وامیرعلی رو باخودش برد داخل خونه.اونم که خواب بود سریع بیدارشد و خوشحالی خودش رو با دویدن و صدا دادن نشون میداد.

2روز بعد بابایی تنها برگشت و ما اونجا موندیم این بارهم تولد نگرفتیم و قرارشد که دوباره واسه سری دوم امتحانام که برمیگردم شیراز تولد بگیریم که شد 17 ربیع الاول و تولد حضرت محمد یعنی 19 دی ماه که به عبارتی یک ماه و 7 روز از تولد پسرم میگذشت

خاله زهراهم که بندرعباس بود اومد و دیگه نورعلا نورشد


این هم از کارهای دایی محمد ...


اینم از لحظه ورود خاله زهرا و ثنا خوشگل 


گل پسری درشاهچراغ.البته یه دفعه ازخواب بیدارشد و اصلا اعصاب درستی نداشت


دیگه پسرکوچولو رو توی گهواره نمیخوابونم یعنی به عبارتی میخوایم از گهواره بگیریمش.چون خیلی عادت کرده بهش و جایی میریم که گهواره نیست عزا داریم واسه خوابوندنش,مخصوصا وسط شب که بیدارمیشه واسه شیر.

اولش یکم سخت بود ولی خوب دیگه همه چیز درست شد.الان هم آقای خان روی تخت وسط من و باباش میخوابه.
البته این به این دلیله که این آقای شیطون حتی توی خواب هم در حال حرکته وباید کنترلش کنیم.واقعا موندم چرا توی خواب هم حرکت داره با این ترفند من و باباش از اطراف میگیریمش ولی گاهی از بالا و پایین قصد فرار کردن داره.
یعنی باورتون نمیشه که این حرکاتش توی خوابه
توی این ماه دندون پنجم پسری زد بیرون.یعنی دقیقا دندون بالا سمت راست,کنار دندون بزرگش.الان پسرم 5تا مروارید کوچولو تو دهنش داره.خداروشکر واسه دندون دراومدنش اصلا اذیت نشد و مارو هم اذیت نکرد
خیلی شیطون شده پسر کوچولوی مامان ولی همچنان این اخلاقش که تنهایی یک لحظه هم با اسباب بازی هاش نمیمونه ادامه داره و این خیلی منو ناراحت و اذیت میکنه.چون واقعا نمیزاره به هیچ کاریم برسم حتی آشپزی

علاقه خیلی زیادی به اذان داره و صدای قرآن و اذان رو به خوبی از بقیه چیزها تشخیص میده و هرجاباشیم صدای اذان یا قرآن رو بشنوه هردوتا دستاشو میاره بالا و شروع به صدادادن میکنه که یعنی داره اذان میگه و حتما هم باید بیادجلو تلویزیون وسریع جانماز رو پهن کنیم و درحال خوندن شیم که اون هم تماشا کنه که البته بیشتر وقت هاهم مهر رو برمیداره و شروع به خوردن میکنه
از بین رنگها رنگ زرد و سبز رو به خوبی میشناسه.اعضای بدن رروهم چشم و ناف و دست رومیشناسه و بهش میگی چشمات کو واسمون چشمک میزنه و میگی نافت کو لباسش رو میکشه بالا ومیگی دستات کو هردوتا دستشو میبره بالا.

علاقه زیادی به شوت کردن توپ داره باید تمام توپ هاش رو واسش بزارم تو سالن و به هرکدوم که رسید یه شوت کنه
هرچیزی روهم بگی برو برام بیار که بشناستش میره واسمون میاره
این پسر وروجک ما نمیدونم چرا واقعا علاقه زیادی به دیدن ناف داره.هر کسی رو هم که میبینه باید لباسش رو بزنه بالا و نافش رو نگاه کنه.خخخخخخ












13 ماهگی + دندان پنجم
